«ما» و«دیگران»
«ما» و«دیگران»

خوانندگان این کوتهَ نوشته، حتما شعر ، دانه‌ی فلفل سیاه و خال مه‌رویان سیاه را خوانده‌اند، یا شنیده‌اند و بسیاری آن را حفظ ودرالفاط و کلام آن را بیان کرده‌اند. هرچند این شعر در طول تاریخ سرایشش توسط افراد تغییر و اضافه و کم شده است که این نوشته ورود به تاریخ و مصادیق آن […]

خوانندگان این کوتهَ نوشته، حتما شعر ، دانه‌ی فلفل سیاه و خال مه‌رویان سیاه را خوانده‌اند، یا شنیده‌اند و بسیاری آن را حفظ ودرالفاط و کلام آن را بیان کرده‌اند.
هرچند این شعر در طول تاریخ سرایشش توسط افراد تغییر و اضافه و کم شده است که این نوشته ورود به تاریخ و مصادیق آن را ائئلاف وقت خوانندگان این سطور می‌داند، اما این شعر بر حکایت امروز ایلام و دیگر استان‌ها ی کشور مصداق است و آن اینکه «ما» و«دیگران» مشابه ، دانه‌ی فلفل سیاه و خال مه‌رویان سیاه ایم که از مصادیقش آن که:
دیگران، قرارگاه رسانه‌ای تشکیل می‌دهند، تا داشته‌هایشن را بُلد کنند و نداشته‌هایشان را جار بزنند.
ما، قرار‌گاه رسانه‌ای را تشکیل می‌دهیم تا از حضور رسانه‌ها در بیان داشته‌ها و جار زدن نداشته‌ها جلوگیری کنیم.
دیگران، در مناصب ارشد استان‌شان و در جلسات نقد ازوضع موجود به صراحت در جلسات اداری عنوان می‌کند.
ما، در جلسات برگزاری مدیران ارشد ، نقد جایی ندارد و در تمام امور، من آنم رستم بود پهلوان.
دیگران، نخبگان و پیشکسوتان و اهل و قلم و رسانه‌های نوشتاری، مجازی و برخط را بسیج کرده‌اند تا به مدیریتشان کمک کند و ارائه طریق که فریادگر تلاش ها باشند و مشکلات را به رسانه‌ای کنند.
ما، نه تنها برای رسانه ارزش قائل نیستم و بر نخبگان و پیشکسوتان و اهل و قلم مشورت نمی‌کنیم بلکه رسانه را فقط «رادیو و تلویزیون» میدانیم.
دیگران، با هر خبرنگار و رسانه‌ای به دور از لوگوی خودی و غیر خودی مصاحبه و ارائه عملکرد می‌دهند.
ما، فقط و فقط یک رسانه را می‌شناسیم و آن هم «رادیو و تلویزیون».
دیگران، از حضور خبرنگاران در سفرمقامات به استان‌شان نمی‌هراسند.
ما، از ترس اینکه مبادا خبرنگاری نداشته‌ها و دروغ‌ها را از مقام سفر کرده استفسار کند، از حضور خبرنگاران در مراسم ورود مقامات تار خروجشان جلوگیری‌می‌کنیم.
دیگران، درهای اتاقشان به روی خبرنگاران باز.
ما دردهای اتاقمان به روی خبرنگاران بسته.
دیگران، برای احترام ه ارباب رجوع و شنیدن خواسته آنان «صد مسجد صد مدیر» را اجرا می‌کنند.
ما، صحن مصلی را برای گرفتن عکس‌های سلفی مدیران اجرا می‌کنیم.
دیگران، شورای مشورتی، از نخبگان استانی که در استان زیست می‌کنند، با درد مردم زندگی می‌کنند تشکیل می‌دهند.
ما، شورای مشورتی، از مُقسمان پست و منصب و نشستگان در تهران و بازنشستگان که با درد مردم زندگی نمی‌کنند تشکیل می‌دهیم.
دیگران، به جای در بوق و کرنا دمیدن پروژه‌های نَشد، پروژه‌های زود بازده را در اهداف خود دارند.
ما، پروژه‌های نَشد را در بوق و کرنا می‌دمیم و از این دمیدن آتشی روش نخواهد شد و گرمایی به مردم ایلام نخواهد داد.
دیگران، خٌطبا را مجاب بر آن می‌کنند تا درد و مشکل مردم را فریاد بزنند و گوش مسئولان ارشد کشور برسانند.
ما، خٌطبا رامجاب می‌کنیم که به جای بیان دردها و مشکلات مردم حداقل یک کلام تشکر آمیز عنوان کنند.
دیگران، برای دیارشان فرصت سازند.
ما برای دیارمان فرصت سوز.
واین است که حکایت سیاهی دانه‌ی فلفل خال مه‌رویان در ایلام.